آیا حجاب در ایران اجباری است؟وچرا؟(مطلب ویژه)
935 بازدید
موضوع: تفسیر

آیا حجاب در ایران اجباری است؟وچرا؟(مطلب ویژه(

چکیده مقاله
خداوند درآیه 31 سوره نور بر لزوم حفظ حجاب تاکید کرده و حدود آن را مشخص کرده است. بنابرین ضرورت آن به عنوان تکلیف مسلم است.
اکنون باید ببینیم که حکومت اسلامی نسبت به واجبات و محرمات افراد در جامعه مسولیتی دارد یا خیر؟
بدیهی است حکومت اسلامی نسبت به واجباتی که جنبه شخصی دارند مسئولیتی ندارد. مانند نماز و… . اما در مقابل مسائلی که از حوزه شخصی فراتر میروند و مربوط به اجتماع هستند، در ان حقوق دیگران را نیز در نظر میگیرد و نسبت به دفاع از این حقوق مسئولیت دارد.
اکنون باید ببینیم بحث حجاب شخصی است یا در حوزه اجتماعی قرار میگرید؟ مسلما حجاب در محیط شخصی (مانند خانه) امری شخصی است و رعایت آن در برابر نامحرم از لحاظ شرعی واجب است اما پیگیری رعایت و عدم رعایت آن در محیط شخصی به حکومت اسلامی مربوط نمی شود. اما در محیطهای اجتماعی و عمومی مساله تفاوت دارد. در محیط عمومی به دلیل اینکه تمام جامعه در ان حضور دارندبنابرین حکومت نسبت به وقایع و مشکلات آن مسئولیت دارد. چنانچه حوادث و آسیبهای ناشی از عدم رعایت حجاب در جامعه افزایش یابد، همانطور که حکومت باید نسبت به آن پاسخگو باشد، باید از وقوع آن ها نیز جلوگیریی به عمل آورد.
امار تجاوز در کشورهای مترقی غربی نشان می دهد که ادعای وجود ازادی در حجاب به قیمت افزایش تعدی و تجاوز به حقوق زنان و سایر افراد تمام شده است. البته مشکلات به اینجا ختم نمی شود، کاهش امار ازدواج،کاهش میل به ازدواج و فروپاشی نظام خانواده از دیگر تبعات این مساله است که متاسفانه به این ابعاد متر توجه می شود.
کاهش میل به ازدواج در پسران و مردان، که بخش بزرگی از ان بخاطر تامین شدن نیازهای جنسی انان از راه های نامشروع و با هزینه کمتر است، نتیجه لا ابالی گری، ازادی جنسی و هرج و مرج در روابط دختر و پسر است که در روابط کنونی جامعه ما نیز مشهود است.
البته چه کسی میتواند ادعا کند امروزه حد و حدود حجاب در کشور ما به طور کامل رعایت میشود و رعایت کامل و دقیق آن توسط حکومت پیگیری میشود؟ ایا پوشش های مختلف با رنگ ها و مدل های متفاوت در سطح جامعه با ادعای وجود حجاب اجباری اسلامی و تبدیل آن به یک بحران منصفانه است؟ بنابرین وجود قانونی مبنی بر رعایت حد اقل حدود حجاب کاملا منطقی به نظر می‌رسد.



وَقُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی

 جُیوبِهِنَّ ۖ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ

أَوْ بَنِیٓ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنِیٓ أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکتْ أَیمَنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّبِعِینَ غَیرِ أُو۟لِی ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ

ٱلَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا۟ عَلَی عَوْرَتِ ٱلنِّسَآءِ ۖ وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوٓا۟ إِلَی ٱللَّهِ جَمِیعًا أَیهَ

ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(31(

و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان [=کنیزانشان ]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید!

در این آیه به وضوح بر لزوم حفظ پوشش سر و تکمیل پوشش با پوشانیدن کامل سینه و گریبان و حرمت کشف حجاب و بد حجابی تاکید شده است. زیرا زنان مقنعه و حجاب را پیش از اسلام داشته اند با این تفاوت که مقنعه ها را در پشت گریبان میبستند و در نتیجه سینه و گریبان ها باز و اشکار بوده است. همچنین ایه مشخص میکند این بخش از زینت را از چه کسانی باید پوشاند. از انجایی که در مباحث فقهی ثابت شده که صیغه نهی دلالت بر حرمت و صیغه امر دلالت بر وجوب دارد، بنابر این تعبیر آیه به “لا یبدبن زینتهن” نص بر نهی از ابراز زینت زنان است و بدون هیچ تردیدی دلالت بر حرمت آن دارد. همچنین تعبیر “و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن” و “لیضربن” صیغه امر بوده دلالت بر امر به غایب(زنان) دارد. خمر جمع خمار و خمار به معنی قناع الراس و پوشش سر است و جیوب جمع جیب و جیب قسمت باز بالای پیراهن و گریبان و گردن را گویند. قرآن کریم می فرماید زنان باید(واجب است) به وسیله مقنعه ها یا پوشش سر، بر روی سینه و گریبان خویش را نیز بپوشانند. در این بخش قران کریم علاوه بر وجوب حجاب حدود و میزان پوشش زنان را دقیقا مشخص میسازد. بنابرین هیچ شکی نسبت به وجوب و الزامی بودن حجاب از نظر قران وجود ندارد.

اینک این سوال پیش می آید که آیا نظام و حکومت اسلامی نسبت به هر واجب و هر حرامی در هر محیطی مسئولیت اجرایی دارد یا خیر؟

بدیهی است اجرای تمام واجبات و پیشگیری از تمام محرمات برای حاکم اسلامی غیر مقدور می باشد؛ مانند واجبات شخصی و فردی درون محیط خصوصی در خانه که اشخاص مسئولیتی ندارد. مگر در مواردی که جرم امنیتی یا تعدی به حقوق دیگران باشد.

همچنین این مقدار مسلم است که حکومت اسلامی نسبت به واجبات و محرماتی که جنبه اجتماعی داشته و یا تاثیر گذار بر جامعه است،همچنین نسبت به حفظ سلامت جامعه و دفاع از حقوق دیگران، مسئولیت اجرایی دارد و تخطی از آن ها ماهیت حاکمیت اسلامی را زیر سوال می برد. اینکه می گوییم ماهیت حاکمیت اسلامی برای جلب توجه به این نکته است که انچه حکومت اسلامی را از غیر اسلامی متمایز می سازد همان اجرای احکام اسلامی و حفظ جلوه های ان است بنابر این حاکمیت اسلامی نمیتواند نسبت به هتک حرمت احکام و مظاهر اسلامی بی تفاوت باشد و چنانچه بی تفاوت شود ماهیت سکولار خواهد داشت.

حال ببینیم انچه که در ایه فوق آمده است کدام دسته از واجبات است. آیا حجاب می تواند یک امر صرفا شخصی باشد؟ به صورت بدیهی حجاب در درون منزل نسبت به کسانی که در ان رفت و امد میکنند و یا ساکن ان هستند محیط خصوصی و شخصی تلقی میشود و البته نسبت به محارم و غیر محارم قطعا واجبات و محرماتی دارد که زنان حتی در محیط منزل ملزم به رعایت آن هستند زیرا آیه محارمی که به منزل رفت و امد میکنند را جدا کرذه و ابراز زینت نسبت به آنان را بلا مانع و جائز دانسته اما نسبت به غیر ان دسته از بستگان(غیر محارم) ابراز زینت و یا بی حجابی را حتی در درون منزل مغایر با حکم خدا و حرام میداند و مسئولیت اجرای حکم بر عهده اولیای خانه و زنان میگذارد رعایت حقوق الهی بر هر مدعی مسلمانی لازم است، اما حاکم اسلامی نسبت به اعمال آن حکم در منزل مسئولیت اجرایی ندارد. حال با توجه به موضوع ایه فوق که حدود ابراز زینت زنانه در محیطهای خصوصی (بستگان) و محیط های اجتماعی عمومیت دارد. به حکم آیه هم زنان ملزم به اجرای آن حکم در اماکن خصوصی و عمومی هستند و هم حکومت اسلامی بصورت خاص نسبت به محیط های اجتماعی مسئولیت نظارت و اجرای حکم را دارد. در ایه فوق بصورت صریح پیامبر ص که حاکم اسلامی و مجری احکام شرع است، از سوی خدا مامور می شود تا به احاد جامعه (زنان)حکم را ابلاغ و لازم الاجرا کند. همانطور که در ابتدا گفته شد طبق قواعد فقهی “امر” دلالت بر وجوب و الزام دارد. پس “قل” امر است به رسول خدا و بر او واجب است تا ان را اجرا کند: «قل للمومنات ان یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن».....

از سوی دیگر در مقایسه با ایه قبل که مشابه مضمون همین ایه درباره مردان است این پرسش مطرح می شود که براستی چه تفاوتی میان این دو ایه وجود دارد؟ با مرور ایات میتوان دریافت که آیه مربوط به زنان تنها در حکم وجوب پوشش زینت، متفاوت است. براستی چرا پوشش زینت برای مردان در ایه 30 نیامده است؟ با تامل در تفاوت خلقت زنان و مردان درمی یابیم که جنس مونث خصوصیاتی از جمله جذابیت، ظرافت، زیبایی، خود جلوه گری و برانگیختگی جنس مخالف را دارد و جنس مرد دارای خصوصیات مجذوب زن بودن، خشن و زمخت تر بودن نسبی در حیطه جسمی و روحی است و مظهر قدرت است. البته با این تفاوت شاخص در مردان که با حس بینایی برانگیختگی جنسی بیشتری دارند. حالا تصور کنید خداوند متعال می خواهد بعنوان قانون گذاری کاملا مسلط وآگاه و دانا بر مصالح مخلوقاتش برای رسیدن انسان ها به کمال مطلوب و تحقق بخشیدن به هدف خلقت و همچنین برای ایجاد ارامش در محیط های مختلط اجتماعی و ایجاد امنیت برای جنس ظریف تر و ایجاد اعتماد عمومی نسبی، ایجاد ارامش جنسی پایدار در اماکن عمومی و ایجاد ارامش روانی احاد جامعه، می بایست با تنظیم قوانین متنوع و متفاوت در مقام اجرا انها را تامین و تضمین نماید. حال به نظر شما قانون گذار به چه کسانی باید بگوید زینت خود را بپوشانید و موجب جلوه گری و برانگیختگی جنسی در اماکن عمومی نشوید. آیا به مردان با ان خصوصیات مردانه، دادن چنین دستوری منطقی تر است یا به زنان با ان خصوصیات زنانه ظریف و زیبا و خود جلوه گرانه؟ پاسخ مشخص است. زیرا زنان بدون پوشش با خصوصیاتی که دارند می توانند زمینه برانگیختگی جنسی مردان و همچنین ایجاد آسیب در محیط های مختلط اجتماعی، اموزشی، دانشگاهی، ورزشی تفریحی و مشاغل را ایجاد نمایند. در واقع باید گفت پوشاندن برای آرامش خود فرد است، پس حفظ حجاب و حکم ان کاملا منطقی و مطابق نیازها و ارامش روانی به نظر می رسد.

چرا حجاب اختیاری نباشد

حال تصور کنید با این حکمی که تامین کننده ابعاد سلامت جنسی، روانی، اخلاقی و اجتماعی است اینگونه برخورد شود که هر کس به میل خود هنجار شکنی کند؛ آن هم با این بهانه که لباس و پوشش امری شخصی است؟ آیا حکومت میتواند با مسایلی که سلامت جامعه را به مخاطره می افکند با سهل انگاری و بی تفاوتی رفتار کند؟ آیا موارد مشابه آن مانند ایجاد نا امنی و برهم زدن نظم عمومی یا برهم زدن تعادل روانی جامعه می تواند مورد سهل انگاری حکومت واقع شود؟

پوشش حداقلی در غرب در برخی موارد چرا الزامی هست

حال از مباحث فوق کمی کوتاه می آییم و از خود میپرسیم که براستی چرا برخی از دانشگاه های انگلستان اجازه نمی دهند بانوان با دامن کوتاه در دانشگاه حضور یابند و چرا در جوامع غربی حضور اشخاص بصورت عریان ناهنجار تلقی میشود و با آن برخورد می شود؟ آیا انتخاب لباس در این جوامع امری شخصی نیست؟ در عرف جهانی مرز مسایل و حقوق "شخصی" تا حدی است که آسیبی برای دیگران و اجتماع نداشته باشد. انتخاب سیگار کشیدن یا نکشیدن یک حق کاملا شخصی است اما همین سیگار کشیدن اگر در محیط عمومی صورت بگیرد ، تجاوز به حقوق دیگران بوده  و غیر مجاز است. زیرا برای سایرین آسیب زاست. پوشش لباس و انتخاب نوع ان امری کاملا شخصی است اما مرز ان تا جایی است که در محیط خصوصی شخصی باشد ولی  اگر وارد محیط عمومی شود و بهرحال آسیب زا باشد تجاوز به حقوق اجتماعی و حتی هتک حرمت حقوق الهی خواهد بود

آیا اجبار موجب حرص بیشتر می شود؟

باز هم از خود سوال می کنیم با توجه به این بهانه که انسانها با منع حریص تر می شوند با تمام قوانین الزام اور همه کشور های جهان می توان مبارزه کرد ؟ و آیا این شیوه موجب هرج ومرج نمی شود؟ در همه کشور ها قوانین منعی و کنترل کننده بسیاری وجود دارد که نتیجه بخش هستند (مانند قوانین رانندگی که موجب کمتر شدن حوادث رانندگی در ان کشورها شده است) اما در همان کشورها بخاطر عدم رعایت پوشش زنان در اماکن مختلف میزان تجاوز جنسی غیر قابل کنترل است. حذف حجاب برای زنان ایجاد نا امنی می کند و حتی در برخی شهرهای امریکا و فرانسه زنان بعد از ظهرها جرات خروج از منزل خویش را ندارد. ایا تنها با کمی برهنگی بیشتر که منجر به سلب ازادی های متعدد طبیعی و فردی زنان می شود، می تواند مورد پذیرش انسان های با خرد باشد؟ بعنوان مثال در موردی مشابه مانند حذف قانون قصاص دینی و الهی موجب ارتکاب قتل و افزایش جرم و جنایت شده و امارهای وحشتناک مرگ سالانه هزاران راننده تاکسی در امریکا جز این است که قاتلین جرات بیشتری برای ارتکاب جرایم پیدا کرده اند؟ آیا حذف مجازات قصاص با ادعاهای “حقوق بشری” موجبات افزایش جرایم علیه “بشریت”  نشده است؟

امار تجاوزهای جنسی در کشور های غربی و آزاد در حجاب چه می گوید؟

این آمار بر اساس شکایت ها به نیروی پلیس می باشد و شکایاتی که ثبت شده اند. این امار وجود همبستگی مثبت را بین ازادی در پوشش و حجاب با تجاوز جنسی به ویژه در کشورهای مترقی غربی اثبات می نماید. همچنین وجود کشورهای مرفه و ثروتمند دنیا در این آمار رابطه فقر و تجاوز را به حد اقل میرساند. اینک به آمار 10 کشوری که بیشترین تجاوز جنسی در آن ها صورت میگیرد توجه فرمایید:

1.کشور آفریقای جنوبی:

در کشور افریقای جنوبی آمار بسیار بالایی از تجاوزات جنسی دیده میشود. هر چند این کشور قوانینی جهت کنترل جرایم تجاوز جنسی وضع کرده است اما آمار تجاوزات جنسی در کشور آفریقای جنوبی در حال افزایش می باشد. در کشور آفریقای جنوبی 500 هزار گزارش تجاوز به پلیس ارایه شده که بر طبق برآورد به عمل آمده از هر نه تجاوز فقط یک تجاوز به پلیس گزارش داده میشود که این از فاجعه ای بسیار بالا در کشور آفریقای جنوبی خبر میدهد. در آفریقای جنوبی مردان نیز از تجاوز جنسی در امان نیستند به گونه ای که طبق آمار 4 درصد مردان مورد تجاوز توسط مردان دیگر قرار گرفته اند. کودکان نیز در کشور آفریقای جنوبی مورد تجاوزات فراوان قرار میگیرند که طبق گفته منبعی آمار تجاوزات به کودکان زیر 18 سال 24892 نفر در سال می باشد.

2.کشور سوئد:

از هر 4 زن در سوئد یک زن مورد تجاوز قرار میگیرد که آماری بسیار دردناک به نظر میرسد. اگر به آمار تجاوزات جنسی به دختران و زنان در کشور سوئد نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که آمار هر ساله رو به افزایش است به گونه ای آمار گزارشات تجاوز به پلیس که در سال 1975 تنها 421 گزارش بوده است در سال 2014 به تعداد 6620 گزارش رسیده است که از افزایش 1472 درصدی آمار تجاوزات در سوئد حکایت میکند. اینگونه به نظر میرسد که کشور سوئد برای زنان به مکان خطرناکی تبدیل شده است. سوئد بالاترین آمار تجاوز جنسی در اروپا را داراست.

3.کشور آمریکا:

با توجه به آمار دانشگاه جورج میسون از هر سه زن آمریکایی یک زن در طول زندگی خود مورد آزار جنسی قرار گرفته است. بر طبق این آمار 19.3 درصد زنان و 2 درصد مردان در طول زندگی خود حداقل یک بار مورد تجاوز قرار میگیرند. علاوه بر این حدود 43.9 درصد از زنان آمریکایی و 23.4 درصد از مردان آمریکایی در زندگی خود مورد خشونت جنسی قرار میگیرند.حدود 79 درصد قربانیان قبل از سن 25 سالگی مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند. بر اساس آمار سایت RAINN در هر 107 ثانیه به یک نفر در آمریکا تجاوز میشود که به طور متوسط در سال 293 هزار تجاوز جنسی برای افراد بالای 12 سال ثبت میشود. بر طبق این گزارش 68 درصد تجاوزات به پلیس گزارش نمیشود و 98 درصد متجاوزان حتی یک روز هم در زندان نخواهند بود.

تجاوز در دانشگاه های آمریکا:

بر طبق آمار گزارش شده بیش از 65668 دختر در سن دانشگاه و 2866 پسر در سن دانشگاه در سال مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند. بیش از یک چهارم دختران در سن دانشگاه تجربه تجاوز جنسی را داشته اند که از این تعداد فقط 16 درصد گزارش شده است. آمار تجاوزات جنسی در دختران غیر دانش آموز 1.2 بیشتر از دانش آموزان می باشد. دانش آموزان دختر به احتمال زیاد در منظقه دور از خانه مورد تجاوز قرار میگیرند اما دخترانی که که دانش آموز نیستند در خانه و محل زندگی خود مورد تجاوز قرار میگیرند. در مناطق روستایی احتمال تجاوز به دختران که دانش آموز نیستند دو برابر بیشتر است.

تجاوز جنسی در زندان های آمریکا:

بر طبق آمار به تعداد بیشتری از مردان نسبت به زنان در زندان های آمریکا تجاوز میشود. 216 هزار گزارش از تجاوزات جنسی در زندان های کشور آمریکا در هر سال ثبت میشود. بر اساس آخرین نظرسنجی حدود 4 درصد از زندانیان و 3.2 درصد از مردم در زندان و 9.5 درصد از بازداشت شده گان مورد تجاوز قرار گرفته اند. حدود 7 درصد از زنان از تجاوز جنسی هم بندان خود در زندان خبر داده اند و مردان از تجاوز کارکنان زندان به آنها خبر میدهند.

4.کشور بریتانیا (انگلیس و ولز):

بر طبق آمار که در گزارش بررسی اجمالی تخلفات جنسی در انگلیس و ولز توسط وزارت دادگستری در سال 2013 منتشر شد حدود 85000 تجاوز جنسی صورت گرفته بود که 73000 تجاوز به زنان و دختران و 12 هزار تجاوز به مردان شده بود. این آمار از وقوع 230 تجاوز در روز خبر میدهد. آمارها نشان میدهد که از هر 5 زن انگلیسی یک زن خشونت جنسی را قبل از 16 سالگی تجربه کرده است. خبرگزاری بی بی سی گزارشی مبنی بر افزایش تعداد تجاوزات جنسی در انگلیس و ولز داد که در این خبر افزایش 29 درصدی این جرایم را به اوج خود در سال های اخیر رسانده است. به گزارش NSPCC در بین دختران و پسران با رنج سنی بین 13 تا 18 سال در انگلیس و ولز یک سوم دختران و 16 درصد پسران مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند و همچنین 250 هزار دختر نوجوان حداقل یک بار مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته است. 12 درصد پسران و 3 درصد دختران گزارش ارتکاب خشونت جنسی با پارتنر خود را داشته اند.

5.کشور هند:

تجاوز در کشور هند به مشکلی عظیم تبدیل شده است. بر اساس گزارش NCRB جنایات علیه زنان در هند با افزایش 7.5 درصدی روبه رو شده است. تعداد تجاوز گزارش شده در هند از 24923 تجاوز در سال 2012 به 33707 تجاوز در سال 2013 رسیده است. بیشتر قربانیان تجاوز در هند از میانگین سنی بین 18 تا 30 سال برخوردارند. از هر سه قربانی تجاوز یکی زیر 18 سال و از هر ده قربانی تجاوز یکی زیر 14 سال سن دارد. بر اساس تخمین زده شده در هندوستان هر 20 دقیقه به یک زن تجاوز میشود. دهلی نو از آمار تجاوز بالاتری نسبت به سایر شهرهای هند برخوردار است. در هندوستان 93 زن در هر روز مورد تجاوز قرار میگیرند که بیشتر متجاوزان از افراد آشنا هستند. در کشور هند بسیاری از تجاوزات گزارش داده نمیشود به گونه ای که برخی بر این عقیده اند که 90 درصد تجاوزات گزارش نمیشود.

6.کشور نیوزیلند:

در سال 2013 ننگ گروه Roast Busters که با مست کردن دختران زیر سن قانونی به صورت گروهی به دختر تجاوز میکردند در نیوزیلند در جهان به اوج خود رسید. به گزارش مجله پزشکی بریتانیا لانست آمار تجاوز در نیوزیلند از حد معمول جهان بالاتر است. طبق گزارش دادگستری نیوزیلند در هر 2 ساعت یک نفر مورد آزار جنسی قرار میگیرد. آمار حاکی از آنست که از هر سه دختر یکی و از هر شش پسر یک نفر قبل از 16 سالگی مورد تجاوز قرار گرفته اند. آمار نشان دهنده افزایش پانزده درصدی تجاوزات در کشور نیوزیلند میباشد. فقط 9 درصد تجاوزات به پلیس گزارش میشود که از همین نه درصد فقط سیزده درصد به محکومیت مجرم منتهی میشود.

7.کشور کانادا:

طبق آمار افزایش تجاوز در کشور کانادا بسیار شدید بوده است به گونه ای که بر طبق گزارش خبرنگاران 460 هزار تجاوز در سال در کشور کانادا صورت میگیرد. بر طبق این گزارش از هر 1000 نفر 33 مورد تجاوز جنسی گزارش شده است. در آمریکای شمالی از هر 4 زن یک زن در طول زندگی خود به صورت شکنجه مورد تجاوز قرار میگیرد. 11 درصد این زنان آسیب جسمی شدیدی از شکنجه های تجاوز جنسی میبینند. با توجه به آمار فقط 6 درصد تجاوزات به پلیس گزارش داده می شود که هشتاد درصد آن را تجاوز به زنان تشکیل میدهد. بیشتر تجاوزات در خانه صورت گرفته که 80 درصد تجاوزات توسط آشنایان و اقوام فرد مورد تجاوز صورت میگیرد. از میان تجاوزات در کانادا 17 درصد دختران زیر 16 سال و 15 درصد پسران زیر 16 سال مورد تجاوز قرار گرفته اند. واقعیت تلخ تر در کشور کانادا این است که 83 درصد زنان معلول جسمی در زندگی خود مورد تجاوز قرار میگیرند.

8.کشور استرالیا:

در کشور استرالیا نیز وضعیت تجاوز وخیم است به گونه ای که در سال 2012 حدود 51200 مورد تجاوز بالای 18 سال ثبت شده است. تقریبا یک سوم افراد مورد تجاوز قبلا حادثه تجاوز را در نزدیکان خود مشاهده کرده اند. در جهان تقریبا از هر 14 زن یک زن با شکنجه مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد که در کشور استرالیا از هر 6 زن به یک زن با شکنجه تجاوز میشود. استرالیا به همراه نیوزیلند با گزارش 16.4 درصدی تجاوز به زنان در جهان رتبه دار هستند. بر طبق گزارش کارن ویلیس در NSW بیش از 70 درصد تجاوزات در استرالیا توسط اعضای خانواده یا دوست یا آشنا یا همکاران یا در مدرسه صورت میگیرد. حدود 29 درصد از تجاوزات نیز توسط کسانیست که دختر یا زن مورد تجاوز با وی در شبکه های اجتماعی یا در خیابان ها ملاقات داشته و فقط یک درصد از تجاوزات توسط فرد غریبه انجام شده است.

9.کشور زیمبابوه:

در کشور زیمبابوه در هر 90 دقیقه یک زن مورد تجاوز قرار میگیرد. بر طبق آمار ملی زیمبابوه در هر ماه به 500 زن تجاوز میشود که از تجاوز روزانه به 16 زن پرده برمیدارد. در سه ماه اول سال 1524 مورد تجاوز گزارش شده و ثبت شده است که نسبت به آمار 1285 تجاوز در سه ماهه اول سال پیش افزایش داشته است. در بین تجاوزات گزارش شده 780 مورد به کودکان رنج سنی 11 تا 16 سال و 276 مورد به کودکان بین 5 تا 10 سال تجاوز شده است. به گزارش یونیسف 42 درصد تجاوزات در زیمبابوه به کودکان است و هر روز در حال افزایش می باشد به گونه ای که آمار 2192 گزارش در سال 2010 به 3112 گزارش در سال 2014 رسیده است. این آمار با توجه به گزارش های ثبت شده می باشد.

10.کشورهای دانمارک و فنلاند

از هر سه زن در اروپا یک زن توسط مردان مورد حمله فیزیکی و جنسی قرار میگیرند. بر اساس گزارش آژانس اتحادیه اروپا در سال 2014 حدود 47 درصد زنان در فنلاند مورد آزار جنسی قرار گرفته اند که این آمار نشان دهنده آزار جنسی 52 درصدی زنان در کشور دانمارک می باشد. فنلاند یکی از آخرین کشورهایی از اروپا بود که در سال 1994 تجاوز را غیر قانونی اعلام کرد. در مصاحبه ای از هر ده زن بیش از یک زن به خشونت جنسی اعمال شده به آنان توسط افراد بالغ قبل از رسید به سن 15 سالگی اقرار کردند که از هر 20 مورد یکی مورد تجاوز قرار گرفته بود. از هر 5 زن یک زن سابقه تحمل خشونت جنسی از پارتنر خود را داشته اند. فقط 13 درصد زنان تجاوز را به پلیس گزارش داده اند. (منبع امار: https://avaliha.ir/)

حال فرض کنیم در کشورمان اگر با رفع و کشف حجاب؛ آزادی نسبی بیشتری به زنان داده شود و در قبال آن امنیت تردد آن ها در خیابان ها و کوچه ها از بین ببرد و یا حتی بطور مطلق در برخی ساعات روز خروج آن ها به دلیل احتمال وجود نا امنی مختل شود و حتی امنیت تردد در پارک ها و اماکن عمومی سلب شود، آیا اگر در محیط کاری بدلیل برانگیختگی دیداری طبیعی و منطبق با غریزه جنسی مردان، امکان سو استفاده و تعدی به آن ها در قبال ازادی نسبی در پوشش و جلوه گری فراهم شود، این آزادی می تواند منطقی باشد؟ آن هم در حالی که نتیجه چنین آزادی را هر روزه و هر ساله در قربانیان تجاوز در سایر کشورهای جهان به کرّات و فزاینده مشاهده میکنیم. این ها واقعیت های موجود است و زاییده تخیلات نیست و آمارهای ارائه شده در گزارشات موثق موید این مساله است و حتی پیشرفته ترین و ازادترین کشورهای غربی از آن رنج می برند. زیرا غریزه جنسی قانون خود را دارد و با تیپ، فرهنگ و… انسان ها سروکار ندارد. البته ممکن است در ظاهرکنترل شود اما در درون فرد همواره وجود دارد و در فرصت های بعدی بصورت انفجاری انرژی سرکوب شده را تخلیه خواهد کرد. زیرا این روشن است طرز پوشش زنان و نحوه تردد آن ها رابطه مستقیمی با غریزه جنسی مردان دارد.

آیا با همه این مسائل بازهم ترجیح با آزادی نسبی در پوشش و جلوه گری است؟ آیا اگر زنی در محیط کار و ظاهرا بدون سوء نیت و در حد تامین حس زیبایی زنانه و خود جلوه گری کاملا طبیعی و کنترل نشده (بوسیله ایمان و یا حجاب) موجبات خیانت مرد به همسر خود را فراهم کند، بازهم اصرار برای برداشتن حجاب منطقی می باشد؟ البته همواره می توان با تعصب و چشمان بسته نسبت به واقعیات موجود اصرار ورزید که این خود نشانه کم خردی فرد است.

تبعات چنین آزادی هایی تا جایی پیش خواهد رفت که این سوال مطرح می شود که با ایجاد زمینه و فرصت ارضای آسان غرایز، کدام مردی زیر بار پذیرش مسولیت ازدواج می رود؟ آیا جوانان به دلیل دسترسی آسان در رفع نیاز جنسی در محیط های مختلف زیر بار هزینه ازدواج و مسولیت های آن خواهند رفت؟ مسلما چنین نخواهد بود. البته این بخش برای زنان جامعه ملموس تر است. اینکه برای تامین یک ازدواج و انتخاب همسر همچنان در انتظارند، اما کمتر اقدام مناسبی می یابند. سوال دیگر این است که این مساله برایند چیست؟

کاهش میل به ازدواج در پسران و مردان، که بخش بزرگی از ان بخاطر تامین شدن نیازهای جنسی انان از راه های نامشروع و با هزینه کمتر است، نتیجه لا ابالی گری، ازادی جنسی و هرج و مرج در روابط دختر و پسر است که در روابط کنونی جامعه ما نیز مشهود است. البته ممکن است کسی بگوید در جامعه ما حجاب اجباری است اما همه می بینند که زنان و دختران با لباس های تنگ و بدن نما، مقنعه های رو به انقراض و روسرهای عقب رفته و شال های نمایشی برخی زنان و دختران، با ادعای “حجاب اجباری” سازگاری ندارد. کدام حجاب را اجباری می نامیم؟ آیا روسری که کاملا عقب رفته حجاب اجباری است؟ آیا لباس های تنگ و بدن نما حجاب اجبرای هستند؟ شلوارهای تنگ و کوتاه با نامها و مدل های مختلف نشانه حجاب است؟ اتفاقا جامعه ما بد حجابی و بی حجابی را کاملا تجربه می کند. اینکه هر از گاهی موانعی ایجاد می شود می تواند حجاب را اجباری قلمداد کند؟ اساسا حجاب با معیارهای اسلام در جامعه ما وجود دارد تا حال بگوییم اجباری است یا نه؟

جامعه ما، خانواده ما، زن ها، مردها، پسرها و دخترها بشدت در خطر از دست دادن تعادل روحی و سلامت روحی خویش اند. هرچه جامعه از اخلاق و فضایل الهی و دینی خویش فاصله بگیرد روز به روز نا امن تر خواهد شد و دود ان نخست به چشمان کسانی خواهد رفت که خواهان آزادی بیشتر و لا ابالی گری در روابط دو جنس مخالف و بی بند و باری اخلاقی هستند و سپس همه جامعه تحت تاثیر آن خواهد بود. زیرا سکوت جامعه، تر و خشک را با هم در عذاب طبیعی خود ساخته خواهد سوزاند