نقد ادعاهای حسین بشیریه در خصوص بحران زایی دولت های ایدئولوژیک
228 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

نقد ادعاهای آقای حسین بشیریه در خصوص بحران زایی دولت های ایدئولوژیک

این گفت وگو به بحرانهایی که دولتهای مدرن، به ویژه دولتهای ایدئولوژیک، با آنها مواجه می شوند می پردازد. به نظر آقای بشیریه بحران مشارکت، بحران مشروعیت، بحران هویت، بحران کارآیی، بحران هنجاریابی وبحران توزیع عادلانه، دامن گیر جوامع در حال گذار است. دولتهای لیبرال، در نظر ایشان، به راحتی از این بحرانها عبور می کنند و دولتهای ایدئولوژیک در برخورد با این بحرانها با دشواریهایی روبه رو هستند و بحران های تازه ای می آفرینند.

نقد:

اینکه دولت ها در حل بحران ها دچار بحران جدیدی می شوند می تواند نتیجه سوءمدیریت باشد به چه دلیل مختص دولت های ایدئولوژیک است این تخصیص دادن بدون ذکر دلیل بوده و با صرف ادعا اثبات نمی شود بلکه در اثر سوء مدیریت دامنگیر دولت های غیر ایدئولوژیک نیز بوده است مانند مواجهه دولت هایی مانند عراق که بر اساس دموکراسی غربی و غیر ایدئولوژیک تعریف شده با بحران های جدید مذکور و اما در خصوص ادعای ایشان در خصوص  بحران مشروعیت و بحران مشارکت  اتفاقا دامنگیر نظام جمهوری اسلامی ایران نبوده بلکه کشورهای متمدن و غیر ایدئولوژیک دچار آن هستند مانند سطح مشارکت در انتخابات کشورهایی چون آمریکا و اکثر کشورهای جهان که سطح مشارکت حدود چهل درصد یا کمتر نیز بوده ولی در ایران غالب انتخابات بالای 60 درصد مشارکت بوده و تاسیس نطام با 99 درصد ارا بیشترین مشروعیت  سیاسی در نظامهای چهان را داشته اگرچه مشروعیت حقیقی بر اساس توحید ربوبی را نیز با خود همراه  دارد پس در باره ایران حد اقل مدعای ایشان صادق نیست

تعریف خودتان را از دولتهای ایدئولوژیک ارائه نموده، درباره بحرانهایی که ممکن است دامن گیر این دولتها بشود توضیح فرمایید؟.

در درجه ی اول منظور از دولت ایدئولوژیک، دولتی است که بر اساس ایدئولوژی واحدی که مدعی کنترل و تنظیم همه ی وجوه زندگی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه است تاسیس شده و می کوشد تا بر حسب اصول عقاید آن ایدئولوژی زندگی اجتماعی را تنظیم و کنترل کند و هم چنین ابعاد مختلف زندگی اخلاقی و فرهنگی را تحت انضباط در آورد. این گونه دولتها ره آورد قرن بیستم و بحرانهایی هستند که در پاسخ به بحران زمان گذار از دوران سنتی به دوران مدرن پیدا شده اند و روی هم رفته در دوران گذار، بحرانهایی از قبیل بحران هویت، بحران مشارکت، بحران مشروعیت، بحران کارآیی دستگاههای سیاسی، بحران هنجاریابی و بحران توزیع عادلانه، دامن گیر چنین جوامعی می شود.

نقد:

این تعریف شامل همه انواع دولت های ایدئولوژیک نیست اما طبق تعریف محدود ایشان که جامع افراد نیست  می تواند شامل دولت هایی باشد که ایدئولوژی واحدی را کور کورانه اعمال می کنند و ارزشی و جایگاهی برای ایدئولوژی های هم عرض ومخالف خود قائل نیستند مانند وهابیت مارکسیسم مائوئیسم اما دولت ایدئولوژیکی که بر اساس تفکر شیعی باشد احترام و تامین امنیت اتباع ایدئولوژی های متعدد و متنوع ریشه دار در جامعه خود بهمراه داشته مانند وجود اقلیت های یهودی مسیحی ارمنی سنی با همه گرایش هایی که د درون خود دارند  واین مشارکت را نیز اقلیت ها در پارلمان خود نیز جای داده است هرگز چنین رویکردی در کشورهای مدعی دموکراسی دیده نمی شود هرگز بخاطر ایدئولوژی متفاوت منجر به بحران نشده لذا هرگز بحران های گفته شده که بخاطر نگاه واحد و تحکم بر آن شامل دولت ایدئولوژیک شیعه نمی شود زیرا رهبران آن حتی احکام را بر طبق اصول و احکام آن مذاهب و ایدئولوژی ها محترم شمرده اند میزان ازادی های مذهبی اقلیت ها در کشوری چون عربستان اصلا با میزان ازادی های اقلیت ها در کشور جمهوری اسلامی ایران قابل مقایسه نیست

مدعی : دولتهای ایدئولوژیک ذاتاً دارای مجموعه ای از بحرانها هستند و در واقع می کوشند تا موجودیت خود را بر اساس همین بحرانها حفظ کنند و استمرار یابند.

نقد:

هر دولت غیر ایدئولوژیکی که بخواهد طبق مر قانون اعمال حاکمیت کند دچار چنین بحران های ذاتی مورد ادعا نیز می شود و دلیلی بر اختصاص این نوع بحران های باصطلاح ذاتی مورد ادعا به دولت های صرفا ایدئولوژیک ندارد ولی می تواند آن ها را نیز شامل شود زیرا اعمال مر قانون بدون فرهنگ سازی زمینه ساز بحران است مانند اجرای مر عدالت که می تواند ذاتا بحران ساز باشد زیرا بدون زمینه سازی فرهنگی با بحران مواجه خواهد شد نمونه بحران های اجتماعی و اقتصادی در کشورهایی چون فرانسه و امثال ان هر روز برای همگان قابل مشاهده می باشد

بحران هویت طبعاً در جوامع سنتی ناشی از پیدایش نمادها و شیوه های زندگی مدرن است و دولتهای ایدئولوژیک سعی می کنند با عرضه ی یک ایدئولوژی واحد و یک پارچه این بحران را پاسخ دهند و در واقع معنای تازه ای از زندگی ارائه دهند و در چارچوب آن معنا اقتدار خود حفظ کنند.

 نقد:

در دولت ایدئولوژیک شیعه تقابلی با نمادهای مدرن بما هو مدرن وجود ندارد تا برای اعمال حاکمیت ایدئولوژیک واحد تولید بحران کند اما دولت های ایدءولوژیک سبک داعشی چنین بحرانی هایی دارد زیرا طبق اشارات قبلی گفتیم ایدئولوژیی که جا برای تجدد و نمادهای مدرن بصورت یک چهارچوب  مانندد مبنای ریاضی صفر و یک دارد براحتی از چنین تقابل هایی عبور می کند نمونه های بسیاری را می توان در عمل یافت که شیعه نه تنها تقابلی نکرده بلکه آنها را پوشش داده است شامل همه تجدد ها و پدیده های مدرنی که دولت جمهوری اسلامی ایران آن را پوشش داده شامل می شود ای کاش گوینده مصداقی ذکر میکرد تا پاسخ عینی و مصداقی داده میشد

مدعی : کوشش برای پاسخ گویی به بحران هویت در جامعه ی در حال گذار، خود باعث بحران می شود; به این معنا که دولتهای ایدئولوژیک که می خواهند تعریف واحدی از سرشت انسان به دست دهند باعث غیرسازی سایر هویتها و خودفردی های انسانها می شوند و می کوشند در غالب واحد ایدئولوژیکی انسان را تعریف کنند. ولی چنان که هانا_آرنت هم می گوید «با تولد هر انسان تازه ای معنای تازه ای خلق می شود».

 نقد:

آنچه هانا_آرنت گفته هزار و چهارصد سال پیش اسلام به وسیع تر از این گفته اذعان کرده که نه تنها با هر تولدی بلکه الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق است و به گفته ملا صدرا که برای انسان ها فصل ممیز واحدی وجود ندارد بلکه به تعداد انسان ها فصل ممیز وجود دارد و ایشان جنس و فصل منطقی ها در خصوص انسان ها نمیپذیرد اما با صرف گفتن هانا ارنت یا ملا صدرا مشکل با گفتن حل نمی شود بلکه در مواجه با چنین تنوعی با قانون واحد دگمی حتی دولت های غیر ایدئولوژیک مواجهند و و اختصاصی به دولت ایدئولوژیک ندارد کافی هست مر برخی قوانین دولت های لائیسیته با همین بحران هویت بررسی شود تا واقعیت مشخص شود

 مدعی : پس دولتهای توتالیتر نمی توانند این نگاه را تا آخر حفظ کنند در نتیجه انواعی از هویتها سرکوب و حذف می شوند

این حذف و سرکوب اتفاقا در دولت های مدعی تمدین و دموکراسی اشکارتر است در مواجهه دولت های غربی با اقلیت ها این حذف و سرکوب بصورت اشکار مانند حذف فاجعه بار و سوزانیدن و حشتناک فرقه داوودیه با زنان و فرزندان شان  در امریکا سوزانیدن مخالفین در اروپا در جنگ جهانی دوم و همچنین در دوره اخیر کشتار وحشیانه مسلمانان بوسنی و تطهیر اروپا از تولد کشور با اکثریت اسلامی و حمایت امریکاییها و سکوت و کمک مخفیانه و حتی علنی کشورهای اروپایی بهترین شاهد و ناقض مطالب بی اساس حسین بشیریه در این بخش است و موارد جزیی تر نقض ازادی های دینی اقلیت چون مسلمانان در سرکوب ازادی حجاب نقضی مفتضحانه  برای مدعیان دموکراسی می باشد

نقد:

طبق گفته مدعی دولت های توتالیتری که تعصب به نگاه واحد دارند برای حفظ خود مجبور به حذف و سرکوب دیگران می شوند اما دولت ایدئولوژیک مبتنی بر شیعه بر اساس قانون تالیف قلوب و گروههای اقلیت مالفه قلوبهم که حتی مشمول صرف زکات هستند بسیار گسترده بوده و جایگاه ویژه در ایدئولوژی تشیع دارند و لذا طبق مدعای گوینده که همه دولت های ایدئولوژیکی که دچار نگاه واحد و نفی کننده دیگران باشد دچار چنین بحرانی می توانند باشند و نه دولت و نظام مردم سالار جمهعوری اسلامی  و این بحران مزعوم مختص دولت های ایدئولوژیک نمی باشد بلکه خصوصیت تحجر به نگاه واحد حتی در دولت های باصطلاح مدرن نیز نمونه دارد مثل دولت فرانسه در نفی حجاب و مواجه با آن دچار بحران گردیده در حدی که نقض پایه های اساسی خود چون آزادی های فردی نیز شده است

مدعی : به نظر می رسد که بحران کارآیی، محوری ترین بحران دولتهای ایدئولوژیک باشد؛ به نحوی که تمامی بحرانها حتی بحرانی مانند بحران هویت در ارتباط متقابل با این بحران شکل می گیرند؛ علت آن نیز می تواند این باشد که در دنیای مدرن کارآیی، رابطه ی تنگاتنگی با مسئله ی مقبولیت عمومی دارد و نظامی که نتواند مثلاً با ایجاد یک اقتصاد قوی حداقل نیازهای جامعه را تامین کند نخواهد توانست مقبولیت عمومی یابد.

 نقد:

 طبق ادعای گوینده هر نظامی که نتواند یک اقتصاد قوی ایجاد کند دچار بحران مقبولیت خواهد بود چه ایدئولوژیک و چه غیر ایدئولوژیک باشد پس دلیلی بر اختصاصی این بحران به دولت ایدئولوژیک ندارد

مدعی : در این مقام ممکن است یک اختلاف نظری پدید آید. بنده معتقدم بحران کارآیی، محصول سایر ویژگیهای دولت ایدئولوژیک و یکی از نتایج آن به حساب می آید و تعیین کننده نیست؛ به این معنا که هدف دولتهای ایدئولوژیک ارائه ی خدمات نیست بلکه پیاده کردن یک ایدئولوژی است؛ به گونه ای که حتی ممکن است این دولت ها بخواهند به هر قیمتی این ایدئولوژی را اعمال کنند و در نتیجه ی اعمال آن ایدئولوژی برخی از ناکارآیی ها نیز بروز کند.

 نقد:

 بحران کارایی دولت ها اختصاصی به نوع دولت ها ندارد هر دولتی که هدفش خدمات نباشد چنین بحرانی مواجه است اصلا اختصاصی به سنخ دولت ندارد کما اینکه دولت هایی که هدفشان اجرای سیاست های حزبی باشد هدفش خدمات رسانی نباشد چنین خواهد بود اکنون اکثر دولت های مدرن در حل این بحران عاجزند و نا کارآمدی آنها از سوی مردم آنها احساس می سود بگونه ای که مردم نا امید از حل مشکلات خود دارند هر دولتی که سرکار آمده تنها منافع سرمایه داران را تامین کرده این یاس مردم بحران کارآمدی احزاب حاکم در فرانسه و انگلیس و سایر دولت ها بشدت از سوی شهروندان آنها احساس شده و صد البته چنانچه دولتی ایدئولوژیک هدفش خدمت رسانی نباشد و تنها هدفش تطبیق مر ایدئولوژیک باشد نیز مستثنا نخواهد بود اما اختصاصی به ایدئولوژیک آن ندارد در نظام جمهوری اسلامی مجمع تشخیص مصلحت یکی از خصوصیات آن حل تعارض ایدئولوژی نظام با مصلحت عمومی کشور و عند اللزوم تجویز مصلحت عمومی کشور بر تطبیق ایدئولوژی شورای نگهبان است پس این فقره نیز دامنگیر نظام جمهوری اسلامی نمی شود ولی متاسفانه گوینده کلی گویی نموده و مصادیقی برای آن ذکر نمی کند تا پاسخ مصداقی داده شود بهر حال این ادعای نامبرده که هدف دولت جمهوری اسلامی ایران ارائه خدمات نیست ادعای گزاف و خلاف واقع است و متوهمانه می باشد اساس انقلاب برای خدمات رسانی به اکثریت جامعه شکل گرفته و دولت ها در اثر سو ء مدیریت در خدمات رسانی دچار ضعف شده اند که موجب بحران می شود مانند سایر کشورهای غیر ایدئولوژیک که دچار همین بخرامند یعنی عدم کارآمدی مانند نظام های دیگر دنیا از جمله دولت لائیک عراق پس از ۲۰۰۳

مدعی : دلیل اساسی بروز این بحرانها، اعمال یک ایدئولوژی واحد برای واقعیت متکثر، متنوع و متغیر، به خصوص در شرایط حاضر است که با گسترش فرآیند جهانی شدن، اعمال و حفظ یک هویت برای هیچ قوم و ملتی مقدور نیست و اقوام با توجه به این که اسیر فرآیندهای جهانی شدن از یک سو و سنت و گذشته ی پیچیده از سوی دیگرند، شبیه پدیده هایی موزاییک مانند هستند که انواع هویتها و خودفردی ها به صورت فشرده ای در انسان های امروز مشاهده می شود. در نتیجه به عقیده ی بنده ریشه ی همه ی این بحرانها را باید در ایدئولوژی گرایی جست وجو کرد.

 نقد:

بله نگاه متعصبانه واحد هر جا و در هر دولتی باشد دچار همین بحران تقابل با فرهنگ های متکثر است یعنی حتی اگر دولت مرکزی در ایران لائیک باشد همانطور که قبل از نظام جمهوری اسلامی ایران نظام طاغوت پهلوی همین مشکل را داشت چنانچه بخواهد فرهنگ پایتخت یا فرهنگ نقطه مرکزی را به همه استانها تحمیل کند دچار تقابل با فرهنگ متنوع وومتکثر ترک زبان ها کرد ها بلوچ ها عرب ها ترکمن ها بختیاری ها و سایر اقوام خواهد شد و اختصاصی به دولت ایدئولوژیک ندارد فارغ از اینکه هرگز در دولت و قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین تحمیلی ناشی از نگاه واحد ایدئولوژیک وجود ندارد و چنین نگاه هایی اگر برخی شخصیت ها داشته اند خود بخود دچار انزوا شده اند و دچار بحران شده اند پس این ادعا نیز متوهمانه وناشی از نگاه غیر منطقی و صرفا تخیلی ایشان است زیرا اختصاصی به دولت های ایدئولوژیک نداشته و شامل هر نوع دولتی هست که دارای نگاه واحد کور کورانه و متعصب باشد همین بحران را خواهد داشت .........والسلام سید علی حکیم